توجه و تمرکز

در این مقاله گریزی متفاوت به مبحث توجه و تمرکز می­پردازم که این موضوع را بیشتر در ذهن خوانندگانش تحلیل کنم تا شاید سوالات احتمالی این عزیزان را پاسخ­گو باشم و نیز بتوانم به طور خلاقانه­ای رویکردهای درمانی جدید را در ذهن این افراد متبلور سازم تا هر چه بیشتر با هدف پیشرفت این حوزه در فرزندانشان کمکی بر تیم درمانی باشند…

این مقاله را با پرسیدن سوالی شروع کنیم، به نظر شما ماهیت توجه و تمرکز چیست؟

باید ذکر کنم که توجه و تمرکز واژه عینی نیست که بتوان آن را به درستی توصیف کرد و مانند اندام­های بدن وجودیت خارجی ندارد که بتوان آن را دید یا اختلالات و بیماری­های آن را لمس کرد. بنابراین متخصصان این حوزه جهت توصیف اختلالات آن از توصیف برعکس توجه و تمرکز طبیعی استفاده می­کنند بدین صورت که توجه و تمرکزی معیوب است که سالم نباشد!!!!!

به هر حال این ویژگی خاص این مبحث اولا باعث ناشناخته ماندن موضوع شده است و ثانیا همانند داستان مولانا، هر کدام از حوزه­های درگیر با افراد دارای این اختلال، بررداشت متفاوت و نیز رویکردهای متنوعی دارند که البته با تجمیع این روش­های درمانی شاید بتوان گفت که تقریبا تحریکی جهت افزایش و بهبودی این واژه انتزاعی (توجه وتمرکز) صورت گرفته است!!!!

بدون شک حتی والدین و خانواده­های دارای این اختلال بسیار بیشتر و بهتر از ما متخصصان بر این نظر معتقدند که رویکرد­های درمانی موجود تاثیر کافی بر اختلال خاص تمرکزی ندارد یا صرفا قسمتی از آن را پوشش می­دهد و یا حتی هنوز هم بهد از درمان کامل البته از نظر درمانگر، کودکمان در زمان چالش، به روزهای بد گذشته برمی­گردد و تقریبا با کودکان هم­سنش متفاوت عمل می­کند…

همه این نظرات درست والدین ریشه در ذات و ماهیت انتزاعی و ناشناخته بودن جریان توجه و تمرکز دارد که هنوز بسیار جای تحقیق و تحلیل و شناختن ابعاد گسترده­تری از آن لازم است.

این مقدمه کوتاه و مستند نشان می­دهد که ما به توجه و تمرکز نباید ساختارگرا بنگریم به این دلیل که تمرکز، ماهیتا عملکردی می­باشد و والدین بسیاری هستند که نیز در گزارش خود در مورد مشکل کودکانشان بارها از سالم بودن تصویربرداری مغزی متعجب بوده­اند.

این تعجب همان نکته ماهیت عملکردی تمرکز را ثابت می­کند، چون اساسا این آزمایشات پاراکلینیکی صرفا اختلالات ساختار عصبی را نشان می­دهد. پس یکی از مشخصه­های توجه و تمرکز مشخص شد که عملکردی بودن آن می­باشد.

اگر بخواهیم که کمی تخصصی­تر به تحلیل آن بپردازیم می­توانیم این جمله را مطرح کنیم که “پردازش اطلاعات در مغز” مترادف توجه و تمرکز است. این بدان معنی است که هر کسی پردازش اطلاعات بهتری در مغز داشته باشد پس نتیجتا توجه و تمرکزش خوب است و برعکس…

واژه­ پردازش در این جمله به معنای اینست که ساختارهای اندام­های حسی که محرکات را از محیط می­گیرند و به مغز مخابره می­کنند کاملا سالم هستند و اختلال توجه و تمرکز اختلالی است که علیرغم سالم بودن این اندام­های حسی، پردازش اطلاعات منتقل شده در مغز به درستی صورت نمی­گیرد. این گفته نیز سندی دیگر در خصوص عملکردی­بودن تمرکز می­باشد.اطلاعات محیطی از طریق اندام­های حسی موجود در بدن که به تفکیک شامل حواس شنیداری، بینایی، لامسه، بویایی، چشایی، و دو حس تعادل و عمقی می­باشد به مغز منتقل می­شود. در گفته بالا به این نتیجه رسیدیم که ساختار این اندام­های حسی کاملا سالم می­باشد و آزمایشات پاراکلینیکی و معاینات پزشکی نیز همین گفته را تصدیق می­کند پس اولا پردازش این اطلاعات به نوبه خود یک عامل اختلال تمرکز و عامل دوم عدم یکپارچگی و هماهنگی بین پردازش اطلاعات در این۷ حوزه حسی با یکدیگر می­باشد.

پس نتیجه می­گیریم که کودکانمان ممکن است بنا به دلایلی مانند مسایل ژنتیکی، مشکلات زمان بارداری و پس از زایمان با وجود داشتن اندام­های حسی و ساختار مغزی سالم، به علت عدم پردازش صحیح هر کدام از حواس و نیز عدم هماهنگی آنها، دچار اختلالات تمرکزی شوند و چون این پدیده تقریبا از زمان نوزادی اتفاق می­افتد باعث انحرافات یا تاخیراتی در مراحل نوزادی مثل سینه­خیز رفتن، راه رفتن، صحبت کردن و… شود و حتی در زمان مدرسه مشکلات یادگیری را رقم زند.

این مقاله با رویکرد پاتولوژی توجه و تمرکز نوشته شده است با این هدف که ماهیت عجیب و گسترده این مهم در ذهنتان تحلیل شود و در مقالات بعدی و در ادامه همین موضوع با تنوع رویکردهای درمانی خاص پردازش­های حسی و نیز راه­های حل یکپارچگی حسی در خدمتتان هستم.

با تشکر

سجاد حق­شناس  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *